أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

306

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

عالى را به خوبى تلقى و قبول نماييم . چون حضرت رسالت پناه قبل النّبوة نيز در ميان قبايل به صفت صدق و استقامت موصوف [ بود ] ، قبايل قريش اگر در حل مسأله‌اى عاجز مىماندند به حكم آن حضرت حواله مىنمودند . چون آن حضرت امر متنازع فيه را فهميد حجر الاسود را به پارچهء بزرگى مانند لنگ و به روايت موثق به رداى خود گذاشته هريك از گوشه‌هاى او را به يكى از رؤساى قبايل معظّمهء اربعه كه عبارت از عتبة بن ربيعه ، زمعه ، ابو حذيفة بن مغيره ، قيس بن عدى بودند دادند . و چون از زمين برداشتند آن حضرت از آنها گرفته و به شخصه به موضع مخصوص خود گذاشته و صنايد قبايل را على العموم راضى و ساكت ساخت . هنگامى كه قريشيان بناى هدم كعبة اللّه را شروع نمودند هبل نام بت بزرگ را كه عمرو بن طى بن قمعه در حفرهء خزانه بيت اللّه ركز نموده بود از خزانهء مزبوره درآورده و در نزد مقام ابراهيم در موقعى گذاشته بودند ، چون عمليّات بناى كعبة اللّه تمام شد ، هبل را از موقع مذكور نقل نموده و به محل قديمى آن‌كه در خزينه داخل بيت معظم بود گذاشتند ؛ و داخل و خارج بيت اللّه را بعض صورتهاى بزرگ نقش و ترسيم نمودند كه در بين آنها صور انبياى عظام و ملائك ذوى الاحترام نيز موجود بود . فاتح اقليم رسالت - عليه افضل التحية - روز فيروز فتح مكّه بت‌هائى را كه در داخل و خارج آن بقعهء مسعوده مركوز بود و همه صور موجوده را محو و مضمحل فرمودند ؛ و صور حضرت ابراهيم و اسماعيل را كه در داخل ديوارهاى كعبه محترمه بود محو نمودند . چون صور حضرات مشار اليهما به وضعى ترسيم و تصوير شده بودند كه در دستهاى خود تيرهاى قمار داشتند . و چون حضرت رسالت پناه آگاه بودند از اين‌كه حضرات معزى اليهما ابدا آلايش قمار نداشتند ؛ لهذا براى اينكه قريشيان آن حضرات را به وضع مذكور تصوير و نقش نموده بودند در حق آنها نفرين فرموده و لفظ قاتلهم اللّه را دربارهء آنها از زبان معجز بيان مبارك جارى ساختند . پس از آن هبل را در خارج باب السلام جاى دادند .